باورهای سازنده



خدا چیست؟؟

 

خدا را تعریف کن؟

 

خدا کسی است که تمام آرزوهای آدم ها را براورده میکند از همه چیز و همه کس

 

مهربان تر و از همه چیز خبردار و محافط تمامی موجودات

 

حرف زدن درباره خدا از این جهت حائز اهمیت است که می‌تواند بهترین راه برآوردن مهم‌ترین نیازهای کودکان باشد، زیرا کودکان بیش از بزرگ‌سالان ، خود و اطرافیانشان را نیازمند به تکیه گاه قوی و مهربانی می‌بینند که قادر است همه آرزوهای آنها را برآورده سازد.

حرف زدن درباره خدا، به کودک احساس امنیت می‌دهد، زیرا خدا جاودانی و مافوق همه تغییرات است و در دنیایی که همه چیز آن زودگذر است، اعتقاد به خدا می‌تواند بهترین حامی و راهنمای اخلاقی کودک باشد.

 

 


فروید، باور به خدا را به عنوان پایه بیشتر ادیان، امرى توهمى مى داند و معتقد است خدا، همان مفهوم پدر است که در ذهن آدمى تعالى یافته و بر اثر یادآورى ناتوانى دوران کودکى و توجه به نیازهاى همیشگى خود، بدان روى آورده است. او دین و دین دارى را در ردیف رفتارهاى روان رنجورانه، همچون وسواس به شمار مى آورد و بر آن است که با افزایش افق هاى علمى در زندگى انسان، سرانجام دین از صحنه حیات آدمى زدوده خواهد شد. در نقد نگاه فروید به دین، باید گفت: الف) فروید، بى دینى تمام عیار و بلکه ضد دین بود. بنابراین، نمى توان گفت که او توانسته است بدون سوگیرى درباره دین اظهار نظر کند. ب) جهان بینى فروید درباره جهان هستى، مادى گرایى صرف است. این جهان بینى، با نظر اکثریت مردم و دانشمندان که در وراى ماده، به هستى برترى معتقدند، در تعارض است. ج) برداشت فروید از خود» و نیز رویکرد او به دین و دین دارى، غیر از برداشت هاى خود فروید که برپایه داستان پردازى هاى غیرعلمى است، هیچ سند قابل اعتمادى ندارد. د) از زمان نظریه پردازى فروید درباره ماهیت دین و دین دارى در میان مردم، بیش از صد سال مى گذرد. در این مدت، بى گمان شناخت آدمى درباره قواعد حاکم بر جهان فزونى یافته است و به باور برخى اندیشمندان، دست کم فن آورى گام هاى نهایى خود را برمى دارد، ولى برخلاف تصور فروید، از جریان ها و نهضت هاى دینى کاسته نشده است.

 

نتیجة استعمال نظریه روانکاوی در مورد پدیده های مذهبی بیش از هرچیز به نظر اساسی مفتر درباره دین بستگی

دارد . اگر از همان آغاز فرض کنیم که دین هیچ ارزش عینی ندارد ، و به هیچ وجه به حقیقتی متعالی اشاره نمی کند

احتمالا نتیجه میگیریم که تجربه ، اندیشه ها و آیین های مذهبی فقط حاصل نیازها و خواسته های آدمی است . اما

اگر در پس دیوار پدیده های مذهبی حقیقتی بزرگتر از مخترعات دماغ آدمی بیابیم ، ممکن است روانکاوی را ابزاری

ببینیم که از طریق آن می توان انواع بیشمار واکنش هایی را که در برابر امر متعالی صورت می گیرد بررسی کرد.

بنابراین روانکاوی می‌تواند وسیله ای برای تهذیب و تعمیق ایمان مذهبی باشد.

 

منبع:کتاب روان شناسی دین/دیوید وولف/ترجمه:محمد دهقانی/صفحه 398


دین و روان شناسی دین

 

ملاحظه و مشاهدة برخی عوامل پویا که قدرت » تلقی می شوند : ارواح ، شیاطین ، خدایان ، قوانین اندیشه ها ،

آرمان ها ، یا هر نامی که انسان به چنین عواملی در دنیای خود داده و آنها را تا بدان حد قدرتمند ، خطرناک ، با کمک

دهنده یافته که مورد توجه خاص او قرار بگیرند ، یا در این عوامل آن قدر شکوه ، زیبایی ، و معنادیده که آنها را به جان و

دل مورد پرستش و مهرورزی قرار دهد.

 

یونگ در باب دین بیش از هر موضوع دیگری سخن گفته است . او اشاره می کند : دین یکی از قدیمی ترین و

عمومی ترین تظاهرات روح انسانی است . بنابراین هرگونه روان شناسی که سر و کارش با ساختمان روانی شخصیت

انسان باشد ، دست کم نمی تواند این حقیقت را نادیده بگیرد ، که دین تنها یک پدیده ی اجتماعی و تاریخی نیست ،

بلکه برای بسیاری از افراد بشر حکم یک مسأله ی مهم شخصی را دارد . » ۱ به باور یونگ دین دارای نیرویی برتر

است که در همه ی اعصار مردمان را بر آن داشته ، به آنچه نااندیشیدنی است بیندیشند ، بزرگ ترین رنج ها را بر خود

تحمیل کنند ، تا به اهدافی که لازمه ی کسب تقدس است نائل آیند . یونگ می گوید : دین همان قدر واقعی است

که گرسنگی و ترس از مرگ ، و میان فعالیت های معنوی انسان از همه قوی تر و اصیل تر است ، هر چند که این

همان کار کردی است که بر سر راهش ، حتی بیش از مسألهی میل جنسی یا مسألهى انطباق اجتماعی ، مانع

ایجاد کرده اند . یونگ معتقد است دین یک رابطهی درونی با عالی ترین و نیرومند ترین ارزش هاخواه مثبت یا منفی

است . این رابطه می تواند ارادی یا غیر ارادی باشد . به باور بونگ این واقعیت روان شناسانه نیرومند ترین تأثیر را در

عملکرد ما دارد . زیرا همواره عامل روانی شدید وجود دارد تا آن را خدا بنامیم

یونگ مدعی است که انسان همواره به کمک دین نیازمند بوده است و کمک دین بدین ترتیب است که ناهشیار ، روان

آدمی را به مرتبه ی آگاهی می رساند و سپس انسان را آزاد می گذارد تا به بهترین وجه ممکن بر آن فائق آید . یکی

از تعابیر یونگ در تفسیر دین ، اتصال به لایتناهی است که انسان را از محدودیت ها و بیهودگی ها نجات می بخشد :

فقط اگر بدانیم که لایتناهی تنها موضوع مهم است ، می ۔ توانیم از محکم کردن علاقه خود به بیهودگی و انواع و

اقسام هدف هایی که دارای اهمیت واقعی نیستند ، حذر کنیم . اگر دریابیم و احساس کنیم که اینجا در این زندگی به

لایتناهی

پیرو اصالت ربطی داریم ، امیال و حالات ما تغییر می کند . » یونگ در دستگاه روان شناسی خود که مبتنی بر پژوهش

تجربی است ، می کوشد پدیده های گوناگونی را که به انسان مربوط اند ، از جمله دین را بر شیوه های علمی

بررسی کند و از توسل به هرگونه ملاحظات فوق طبیعی بپرهیزد ، به این وسیله او می خواهد بگوید که دین یک

واقعیت روان شناسانه است : هر چند غالبا دربارهی من گفته شده است که فیلسوف هستم ، ولی حقیقت این

است که تجربه ام . و از نظر پدیده شناسی تبعیت می کنم . » با این وجود ، او خود را منکر مسائل متافیزیک نمی

داند و اعتبار این ملاحظات را انکار نمی کند فقط مدعی است که صلاحیت بررسی پدیده های مابعد الطبیعی را ندارد

از دیگر ویژگی های منحصر به فرد بونگ در میان سایر روان شناسان آشنایی نسبتا خوب وی با متون ادیان دیگر به ویژه

قرآن کریم است . برای نمونه ، وی در کتاب حار صورت ازاس ، با توضیح و تحلیل سوره کهف ( شرحی همین سوره

فران ) ، داستان های مختلف راء در حقیقت بیان نمادین صورت از ولادت مجدد » در انسان می داند . حتی در سفر

خود به آفریقا می گوید : به علت آگاهی پس از قران کریم ، مرا مؤمن به قران می خواندند . در ذهن آنها ، من یکی از

پیروان پنهانی محمد (ص) بودم.


 

 

 

تاثیرات باور به خرافات بر سلامت روان چیست؟ علم پاسخ می‌دهد

 

 

باور به خرافات در عصر جدید با وجود پیشرفت‌های علمی هنوز در میان میلیون‌ها نفر از مردم جهان رایج است. چشم بد در خاورمیانه، نحسی عدد ۱۳ در غرب و خوش‌شانسی رنگ قرمز در شرق آسیا نمونه‌هایی از خرافه‎های رایج هستند.

بسیاری از ما می‌دانیم که این عقاید غیرمنطقی هستند اما همچنان از آنها پیروی می‌کنیم. چرا این کار را می‌کنیم؟ چگونه خرافات بر ذهن و روان ما اثر می گذارند؟

جین ریزن، استاد علوم رفتاری در دانشگاه شیکاگو و عضو انجمن روانشناسی آمریکا، با کمک فرآیند شناختی این مساله را توضیح می‌دهد.

به گفته او مغز انسان می‌تواند با سرعت‌های متفاوتی در مورد مسائل گوناگون فکر کند. زمانی که ذهن به سرعت در مورد یک مساله فکر می‌کند نمی‌تواند به صورت منطقی آن را تجزیه و تحلیل کند. در این حالت اگر فرد در مقابل یک مساله خرافاتی قرار گیرد مغز او سریعا به آن واکنش نشان می‌دهد و ممکن است براساس آن باور غلط عمل کند.

باورهای خرافی اثرات متعددی بر روان افراد دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

وسواس فکری یا عملی

اختلال وسواسی-اجباری (OCD) نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نیاز به انجام امور روزمره را به طور مکرر احساس می‌کند یا افکار خاصی دارد که به طور پیوسته به ذهن اون خطور می‌کند. در صورت بروز این اختلال، فرد قادر نیست که افکار یا فعالیت‌هایش را کنترل کند و گاهی آنقدر تکرار می‌شوند که زندگی روزمره او را تحت تاثیر قرار داده و در جریان زندگی شخصی، اجتماعی و کاری او اخلال ایجاد می‌کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد میان بروز وسواس با باورهای خرافی رابطه وجود دارد. برخی افراد که دارای باورهای خرافی هستند می‌توانند به اختلال وسواسی-اجباری مبتلا گردند. آنها ممکن است به صورت مکرر افکار خرافی را به ذهن آورند یا رفتارهای خرافی را تکرار کنند.

گرچه به طور کامل مشخص نیست رابطه میان این دو چگونه شکل می‌گیرد اما از آنجا که محققان آیین‌های خرافی را به عنوان روش‌های ناسازگارانه برای کنترل موقعیت‌های نامشخص تعریف کرده‌اند، مساله خرافات و وسواس با یکدیگر هم‌پوشانی دارند.

استرس و اختلال اضطراب

رابطه میان باورهای خرافی با استرس و اختلال اضطراب دوگانه است. از یک سو برخی از معتقدان به باورهای خرافی گمان می‌کنند که کنترل بعضی از مسائل در دست آنها نیست و نیروهای جادویی زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از سوی دیگر برخی از باورمندان گمان می‌کنند که اعتقاد به رفتارها و افکار خاص به آنها کمک می‌کند تا بر شرایط موجود مسلط شده و افسار زندگی خود را در دست گیرند.

تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در اغلب مواقع در حالت اول به سر می‌برند بیشتر از ناباوران به مسائل خرافاتی دچار اضطراب و هراس می‌شوند و برعکس کسانی که گمان می‌کنند باورهای خرافیشان زندگی آنها را بهتر می‌کند کمتر دچار ترس و اضطراب می‌شوند.

این مساله در کودکان مهم‌تر است چرا که گفتن این مساله به کودک که یک رفتار یا گفتار خاص سبب بروز اتفاقات نامطلوب خواهد شد وی را دچار استرس و اضطراب می‌کند که با افزایش سن کودک ممکن است بدتر شود.

اختلال بدگمانی

یکی دیگر از مشکلات باور به خرافه بروز اختلال بدگمانی (پارانویا) است. افراد مبتلا به این اختلال که به آنها پارانوئید گفته می‌شود معمولا فکر می‌کنند که دیگران در تلاش برای آزار و اذیت یا توطئه بر علیه آنها هستند. این افراد ممکن است اطرافیان خود را به اتهامات غیرواقعی متهم کنند و اعتماد آنها به سایر انسان‌ها سلب شود.

افراد مبتلا به پارانویا که اعتقادات خرافی نیز دارند همواره به دنبال آن هستند که دریابند اطرافیانشان برای ضربه زدن به آنها از چه روش‌هایی استفاده می‌کنند تا راه‌های مقابله با آن را فرا گیرند. بروز یک اتفاق که از دید اغلب افراد جامعه یک حادثه است از دید این افراد توطئه‎ای تلقی می‌شود که دشمنانشان با دسیسه آن را به انجام رسانده‌اند.

افسردگی و خودکشی

مطالعاتی که روی جوامع مختلف بخصوص جوامع آسیایی صورت گرفته نشان می‌دهد که میزان افسردگی و خودکشی در میان افرادی که به باورهای خرافی باور دارند بسیار بالاتر از ناباوران به این مسائل است.

افسردگی اختلالی است که دو مشخصه اصلی آن، داشتن حالت پریشانی در وضعیت‌ها و موقعیت‌های مختلف و عدم علاقه‌مندی به فعالیت‌هایی است که پیش‌تر برای فرد لذت بخش بوده است. افسردگی معمولا همراه با علائمی مثل عدم اعتماد بنفس، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، خستگی، بی‌حالی و احساس درد بدون دلیل همراه است.

افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی در میان مردم جهان است و در حالت‌های شدید می‌تواند فرد را از کار انداخته و زندگی او را کاملا مختل کند؛ به همین علت براساس برآوردهای سازمان جهانی بهداشت به عنوان یکی از اشکال معلولیت دسته‌بندی می‌گردد.

برخی باورهای خرافی به فرد القاء می‌کنند که تلاش‌های او در زندگی بیهوده است چرا که عوامل ماورایی زمام امور را در دست دارند. احساس ناتوانی در کنترل وضعیت زندگی می‌تواند سبب بروز افسردگی شود و اگر فرد مبتلا برای درمان خود اقدامی نکند، در معرض خطر خودکشی قرار می‌گیرد. براساس آمارهای موجود بیش از شصت درصد از کسانی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند مبتلا به انواع گوناگون افسردگی هستند.

خرافات خطرناک در مقابل خرافات بی‌خطر

برخی از باورهای خرافی ممکن است تاثیری بر سلامت جسم و روان افراد نگذارد. به عنوان مثال حمل یک نشانه در کیف پول برای جلوگیری از اتفاقات بد به اندازه برخی باورهای خرافی آسیب‌زا نیست. اما برخی خرافات می‌تواند نه تنها بر فرد بلکه بر زندگی دیگران اثرات مخربی بگذارد. به عنوان مثال مردمان برخی قبایل بدوی آفریقایی معتقدند اگر با یک نوزاد رابطه جنسی برقرار کنند بدن آنها در مقابل عفونت مقاوم شده و در آینده به بیماری دچار نخواهند شد.

همچنین به نظر می‌رسد که باورهای خرافی تنها به افراد کم‌هوش یا کم‌سواد تعلق ندارد و افراد خردمند و با تحصیلات بالا نیز ممکن است در دام باورهای خرافی بیافتند.

منبع:سایت یورونیوز/تاریخ مراجعه:99/8/


در این سایت خبرهایی راجب کتاب های روان شناسی دین و نوسندگان و نقد آن بود 

که از نظر خودم پیام تفاوت میان روان شناسی دین و غربی اهمیت بیشتری داشت.

 

 

یک کارشناس امور دینی جایگاه روان‌شناسی دینی را در مقابل روان‌شناسی غربی در جامعه مهم دانست.

 

وی گفت: تکیه اصلی روان‌شناسی دینی بر مبانی اسلام است که افراد به روان‌شناس دینی به دلیل محور بودن دین بر موضوعات مراجعه می‌کنند و

 

پاسخ درستی از روان‌شناس دریافت می‎کنند.

 

حجت‎الاسلام دوست‎علی محمدی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، اظهار کرد: تعداد مراجعه‌کنندگان به

روان‌شناسان دینی در جامعه هر روز بیشتر می‌شود، چرا که اعتمادی که عموم جامعه به دین دارند موجب اعتماد به حقایق بازگویی از جانب دین به

 

خصوص در حوزه روان‌شناسی شده است.

 

وی افزود: نگاهی که دین به مقوله تربیت و اصول تربیتی دارد فراتر از یک برنامه محسوب می‌شود، به طوری ‌که روایات و سخنانی که از زبان ائمه

 

اطهار(ع) بیان شده، همگی گویای این اصل مهم است.

 

محمدی تصریح کرد: عمده تفاوت روان‌شناسی در حوزه دین و روان‌شناسی غربی و غیردینی در خداباوری است، چراکه روان‌شناسی غربی با کنار

 

نهادن خدا و علمی بررسی کردن علل روانی فرد یک تجویز علمی و تجربی در اختیار وی قرار می‌دهد، در حالی که در روان‌شناسی دینی اصولی که

 

ارائه می‌شود بر اساس مبانی دینی است که به فرد در راستای حل و اقدام پیشگیرانه تجویز می‌شود.

 

وی در ادامه یادآور شد: آرامشی که انسان در برابر معبود خود احساس می‎کند موجب رهنمون شدن وی به سوی او می‌شود که در این میان تکیه به

 

اصول دینی باعث ارتباط بیشتر فرد با خداوند می‌شود و هر اندازه این ارتباط با خداوند محکم‌تر باشد از ابتلای فرد به اختلال روحی و روانی کاسته

 

می‌شود که این اصل در روان‌شناسی دینی ثابت شده است.

 

منبع:سایت خبرگزاری ایسنا/تاریخ مراجعه:99/8/


روان شناسان مکتب روسیه:جرج ایوانویچ گرجیف،ایوان پاولف

 

جورج ایوانویچ گورجیف(۱۸۶۶ –۱۹۴۹)را عارف دانسته‌اند که آموزۀ خود را راه چهارم و "مسیحیت رازورمزگرا" توصیف کرد.گورجیف در دوران زندگی

خود بارها برای آموزش کار،کلاسهایی در سراسر بنیاد نهاد و بست.می‌گفت که آموزه‌ای را که از تجربه‌ها و سفرهای آغازین خود به باختر برده

بیانگر حقیقتی است که در دین‌های باستانی و آموزه‌های خرد و فرزانگی یافته که به آگاهی از خود در زندگی روزمره مردمان و جایگاه مردمیت در

عالم مربوط می‌شود.

گورجیف باور داشت که مردمان نمی‌توانند واقعیت را در حالات در جریان خود ببینند زیرا آگاهی ندارند،بلکه بیشتر در حالت"خواب بیداری"

هیپنوتیسمی زندگی می‌کنند.انسان زندگیش را در خواب زندگی می‌کند؛و در خواب می‌میرد.مردم به صورت مردم‌ماشینی‌های خودکار ناخودآگاه

زندگی می‌کنند،اما می‌توان"بیدار شد"و گونۀ به کلی متفاوتی از آدم شد.

بحث گورجیف این بود که بسیاری از شکلهای موجود سنت دینی و معنوی روی زمین،پیوند خود را با معنا و سرزندگی آغازین خود از دست داده‌اند و

بنابراین دیگر نمی‌توانند از راهی به مردمیّت خدمت کنند که در زمان شکل‌گیریشان نیت آنرا داشتند.در نتیجه مردمان در بازشناسی

راستی‌ودرستی‌ها(حقایق) آموزه‌های باستانی کوتاهی می‌کردند و بیشتر همانند مردم‌ماشین‌های خودکاری می‌شدند که می‌شد آنها را از بیرون

کنترل کرد و به شکل فزاینده‌ای توانایی نشان دادن رفتارهای برخاسته از روان‌پریشی توده‌ای می‌یافتند که در جنگ جهانی۱۹۱۴- ۱۹۱۸شاهدش

بودیم.در بهترین حالت،فرقه‌ها و مکتب‌های گوناگون بازمانده تنها می‌توانستند تکاملی یک‌سویه فراهم کنند که پیامدش مردمی به طور کامل

یک‌پارچه شده نبود.بنا به نظر گورجیف،تنها یک بُعد از سه بُعد شخص_یعنی یا عواطف،یا تن فیزیکی یا ذهن_می‌توانستند در چنین مکتب‌ها و

فرقه‌هایی تکامل یابند و در کل به بهای قوا یا به قول گورجیف مرکزهای دیگرشان.در نتیجه این مسیرها نمی‌توانند مردمی درست متوازن شده تولید

کنند.از این گذشته،هر کس که می‌خواهد یکی از مسیرهای رسیدن به دانش و شناخت معنوی را بپیماید(که گورجیف آنها را به سه مسیر_یعنی

مسیر فقیر یا مرتاض،مسیر راهب و مسیر یوگی_کاهش می‌داد)لازم است از زندگی در دنیا کناره بگیرد.بنابراین گورجیف به"راه چهارم"تکامل

بخشید"که می‌توانست پاسخگوی نیازهای مردمان نوینی باشد که زندگی نوینی را در اروپا و امریکا زندگی می‌کنند.به جای تکامل بخشیدن به تن،

ذهن یا عواطف به طور جداگانه؛آموزۀ گورجیف روی هر سه کار می‌کرد تا تکامل درونی همه‌سویه و متوازن هر سه را به بار آورد.

گورجیف موازی با سنت‌های معنوی دیگر،یاد می‌داد که هر کس باید تلاش چشمگیری نشان دهد تا آن گونه دگرگونی و تحولی را به وجود آورد که به

بیداری برسد.گورجیف به تلاشی که هر کس در عمل نشان می‌دهد،کار یا کار روی خود می‌نامید.

گورجیف در آموزۀ خود معنای مشخصی به متن‌های گوناگون باستانی مانند انجیل و بسیاری از دعاهای دینی می‌داد.او ادعا می‌کرد که آن متن‌ها

معنای بسیار متفاوتی از آنچه معمولاً به آنها نسبت داده می‌شود دارند."نخواب"،"بیدار شو"،زیرا ساعتش را نمی‌دانی"؛و "پادشاهی آسمانها در

درون است"نمونه‌هایی از گفته‌های انجیل است که به آموزه‌ای روانشناسانه اشاره دارد که جوهرش فراموش شده است.

با بی‌اعتمادی به"اخلاق"که به توصیف او از فرهنگ به فرهنگ تغییر می‌کند،اغلب سطحی و سرشار از ناسازگاری است،گورجیف بر اهمیت وژدان

(وجدان) بسیار تأکید داشت.این را در همۀ مردمان یکی می‌پنداشت که در زیرخودآگاهشان مدفون شده،بنابراین هم از آسیب خوردن به دلیل روش

زندگی مردمان درامان مانده و هم بدون"کار روی خود"دسترس‌پذیر نیست.

برای فراهم آوردن شرایطی که بتوان با شدت بیشتری روی توجه درونی کار و تمرین کرد،گورجیف به شاگردانشان"رقصهای مقدس"یا"حرکات"را

آموزش می‌داد که دیرتر با نام حرکات گورجیف شناخته و به صورت گروهی اجرا می‌شدند. از این گذشته او مجموعه‌ای از موسیقی به جا گذاشت که

از آنچه در دیدارهایش از معابد دورافتاده و جاهای دیگری شنیده بود الهام گرفته.

منبع:سایت ویکی پدیا/تاریخ مراجعه:99/8/17


روانشناسان مکتب فرانسه:ژان مارتین شارکو،پیرژانه،اگوست ساباتیه،ژان پیاژه،ژرژبرژه

 

روانشناسی دین در فرانسه نیز،مانند سنت های انگلیسی_آمریکایی و آلمانی،از جریان های اصلی روشنفکری در قرن نوزدهم سرچشمه گرفته

است.از جمله مبرز ترین پیشروان بلافصل آن من دو بیران ۱۸۲۴-۱۷۶۶ )،یکی از مهمترین فیلسوفان فرانسه،و اگوست ساباتیه( ۱۸۳۹-۱۹۰۱ )،

متأله لیبرال پروتستان بود که تحت تأثیر شلایرماخر و ریچل قرار داشت.بیران،در تعارض با دیدگاه حس گراه درباره ذهن که در آن هنگام رواج داشت،

معتقد بود که معرفت آدمی از تجربه درونی فعالیت اراده سرچشمه می گیرد،بویژه وقتی که اراده هم با مقاومت محدودیت های جسمانی مواجه

گردد و هم با موانع جهان خارج.بنابراین،اگرچه او به خودنگری دقیق در تجربه بی واسطه اولویت می داد،لیکن اعتقاد داشت که آن خودنگری را

باید با بررسی در فیزیولوژی دستگاه عصبی،روانشناسی تطبیقی،و روان آسیب شناسی تکمیل کرد.عموما گفته می شود که در فرانسه بیران

آغاز گر روانشناسی تطبیقی بود(دوئل شاورز،۱۹۲۰،ص ۱).وقتی بیران در اواخر عمرش(۱۸۱۴_۱۸۲۴) دستخوش احساسات عارفانه شد،

این گونه احساسات خودش را نیز مورد مطالعه درون نگرانه قرار داد.لیکن این سؤال برایش مطرح بود که آیا روانشناسی می تواند سرچشمه این

احساسات را به طور کامل نشان دهد.بیران هرگز نظریه اش را در موردحیات سوم»کاملا طرح نکرد؛مقصود وی از حیات سوم همان حیات روح

بود که به گفته او فراتر ازحیات حسی مبتنی بر شعور وحیات فکری»ناشی از خود اندیشی است.با وجود این،تأکید بیران بر تجربه درونی،

به همراه خودنگری های حساس و دقیق وی،راه را بر روانشناسی ذهنیت دینی گشود که روانشناسی ماندگاری هم شد(لاکروز،۱۹۷۰؛

ووتسیناس،۱۹۷۵).من دوبیران روانشناسی ای را بنیاد نهاد که می توانست در بررسی تجربه دینی به کار آید،اما اگوست ساباتیه کار خود را از

جای دیگری آغاز کرد و در صدد بر آمد که یوغ خشک راست کیشی را از گردن اعتقاد دینی بردارد و آن را برای فهم تاریخی و روانشناختی آزاد کند.به

نظر ساباتیه(۱۸۹۷)،دین پیش از هر چیز نوعی پارسایی ذهنی و حاصل الهام خداوند است.تخیل آدمی این پارسایی را بی اختیار به طیفی از

تصاویر و اشکال اسطوره ای بدل می کند.تفسیر اجتناب ناپذیر این خیالات به نوبه خود موجب تفرقه و کشمکش می شود.جزم اندیشی به پا می

خیزد تا وحدت را به اجتماع باز گرداند و اعضای آن را تعلیم دهد.لیکن عقیده جزمی برای رسیدن به این اهداف باید آن گونه که هست به رسمیت

شناخته شود:(به صورت) پدیده تاریخی زنده و متغیر،مجموعه ای مهم از نمادها که زندگی درونی پارسایانه را بیدار میکند و به حرکت وا

می دارد.با تکیه بر ظاهر این نمادها،آنسان که گویی هدف دین خود آنها هستند،یا از طریق آوردن محتوایی ساده تر و عقلانی تر به جای آنها،

خشک دینی و خردگرایی هر دو به یکسان ماهیت و ریشه های روانشناختی زندگی مذهبی را نادیده گرفته اند . به گفته ساباتیه ، خشک دینی و

خردگرایی با این کار اصلا وجو دین را به خطر انداخته اند.نظریه نمادگرایی انتقادی ساباتیه بیش از یک نسل بر تفکر الهیاتی،در هر دو مذهب

کاتولیک و پروتستان،غلبه داشت.

منبع:کتاب روان شناسی دین_چاپ دوم/نویسنده:دیوید ام.وولف/مترجم:دکتر محمد دهقانی/صفحۀ:80و81 


روانشناسان  مکتب آلمانی:ویلهم وونت،فروید،یونگ،اریکسون،

 

اگر در آمریکا روانشناسان بودند که در آغاز کار روانشناسی دین را پیش بردند،در آلمان این رشته عمدتا قلمرو ویژه فلاسفه و الهیون بوده است.

نخست،چنان که در کار شلایرماخر و ریچل دیده می شود،موضع روانشناختی تابع نوعی موضع الهیاتی خاص بود.لیکن اندکی پیش از آغاز قرن

بیستم،روانشناسی به عنوان عنصری بنیادین،اگر نگوییم در مطالعه دین به طور کلی( دین شناسی )،دست کم در حوزه کلی الهیات به کار گرفته

شد.گوستاو فوربروت( ۱۸۹۵ )،در اثری درباره روانشناسی ایمان،ورود نوعی روانشناسی اساسأ توصیفی را به عرصه الهیات تاریخی و روشمند

امری سودمند و ضروری می داند ( ص۲).امیل گخ (۱۸۹۶)نیز با ورود روانشناسی توصیفی به عرصه پژوهش درباره دین موافق است،اما برخلاف

فوریروت،معتقد است که این نوع روانشناسی باید بکلی از گفتمان ما بعد الطبیعی یا الهیاتی دور بماند،و باید داده های خود را از تاریخ ادیان و نیز

تجربه دینی خود محقق برگیرد.علاقه روزافزون به ایجاد نوعی روانشناسی دین با ظهور آثار آمریکایی،بویژه ترجمه آثار جیمز و استارباک،نیرو و جهت

تازه ای گرفت.روش پرسشنامه ای مکتب کلارک را برخی کسان در آلمان پذیرفتند اما دیگران بشدت از آن انتقاد کردند،زیرا این فن را حداکثر برای

معدودی از مسائل کارآمد می دانستند.در پذیرش روش جیمز نیز چنین اختلاف نظری وجود داشت،عمدتا از آن رو که جیمز از موارد بسیار افراطی و

حتی آسیب شناختی بهره گرفت و به عوامل تاریخی و نهادی بی توجه بود.اگر چه بسیاری محققان از این روش ها انتقاد می کردند،با این حال

آمریکایی ها را می ستودند زیرا نوعی روانشناسی دین پدید آورده بودند که علمی مستقل و صرفا تجربی درباره واقعیات دینی به شمار می رفت 

(فابر،۱۹۱۳؛کوپ،۱۹۲۰).اجماع بر سر اهداف،روشها،و محدودیت های روانشناسی دین بوضوح دور از دسترس مینمود،لیکن علاقه عمومی

آن قدر بود که ادبیاتی در این باره پدید آورد و بسرعت بر حجم آن بیفزاید.

منبع:کتاب روان شناسی دین_چاپ دوم/نویسنده:دیوید ام.وولف/مترجم:دکتر محمد دهقانی/صفحۀ:71


تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دکور مهدی ( طراحی داخلی نصب کابینت فروش و پخش هایگلاس mdf برنامه 1000 ساعته حرف آخر دانلود رایگان مجموعه جذابترین ها گروه جامعه شناسی ابهر Saeed Hayati خرید بلیط خارجی به تایپ - تایپ در دستان شما پایگاه سمعی بصری هنری فروشگاه اینترنتی دیاتل COVID 19